پست قبلی که گفته بودم دوست دارم وبلاگ تایلر کاون رو بیشتر بخونم. پست جالبی اخیرا گذاشته که مشاهداتش از عمان هست:
«عُمان از بسیاری از کشورهای خاورمیانه یا حوزهٔ خلیج فارس آرامتر به نظر میرسد، و در مسقط میتوان مناظری را دید که شامل دریا، ساختمانهای سفیدرنگِ مرمری، کوهها در پسزمینه و چندین قلعهٔ قدیمی است.
اتباع خارجی زیادی در اطراف دیده میشوند، اما برخلاف بسیاری از کشورهای خلیج فارس، بیشتر افرادی که میبینید بومی هستند نه مهاجر. زبان انگلیسی بهطور گسترده صحبت میشود و تقریباً روی بیشتر تابلوها و منوها حضور دارد. زنان روسری به سر دارند، اما معمولاً صورتشان پوشیده نیست. فضا دوستانه است و همهچیز بهطرز چشمگیری امن احساس میشود.
مسقط دقیقاً «یک شهر خطی» نیست، اما بیشتر فعالیتها روی یک جادهٔ اصلی یا در نزدیکی آن متمرکز شدهاند؛ جادهای که از شرق به غرب امتداد دارد. مرکز مشخصی برای شهر وجود ندارد و معمولاً خودتان را مییابید که چندین بار در روز در همان جاده رفتوآمد میکنید. نکتهٔ مثبت این است که اغلب دریا و کوهها در دیدرس شما هستند. با این حال، رفتوآمد در شهر تا حدی یکنواخت است و بخش زیادی از شهر برای پیادهروی مناسب به نظر نمیرسد.
اغلب پوستر سلطان فعلی را میبینید که در کنار آن، عکسی از سلطان پیشین قرار دارد؛ کسی که پنجاه سال حکومت کرده است. این نمایش دوگانه آیا به اعتبار سلطان فعلی میافزاید یا آن را محدود میکند؟ آیا این انتخاب، تصمیم خود سلطان فعلی بوده، یا اینکه تحت تأثیر گروههای ذینفع و حامیان سلطان پیشین ناخواسته به چنین ارائهای مقید شده است؟
موزهٔ ملی بسیار خوب است و نشان میدهد که عمان در تاریخ، همراه با یمن، نقش یک تمدن بزرگ را ایفا کرده است. در واقع، عمان پرتغالیها را بیرون راند و سپس از سال ۱۶۹۸ تا ۱۸۵۶ بر زنگبار حکومت کرد. این موضوع توضیح میدهد که چرا در آن جزیره این همه درِ عربی و نقشمایههای مشابه دیده میشود.
درآمد سرانهٔ کشور با تعدیل بر اساس برابری قدرت خرید حدود ۴۵ هزار دلار است، اما توزیع آن نابرابر است و کشور آنچنان ثروتمند به نظر نمیرسد. عدد مشخصی برای درآمد میانه پیدا نکردم، اما حدس میزنم این شاخص سطح واقعی زندگی را کمتر از واقعیت نشان دهد. حتی در مناطق دورافتادهٔ روستایی نیز خانهها و جادههایی با کیفیت بالا وجود دارد که نشاندهندهٔ آن است که منابع عمومی دستکم در مقایسه با برخی کشورهای دیگر، با کارایی قابل قبولی هزینه میشوند.
مِسفاة العبریین روستایی کوچک و عمدتاً عمودی است که هنوز از سامانههای آبرسانی و آبیاری متعلق به دستکم دو هزار سال پیش استفاده میکند.
نزوی شهری با حدود ۸۰ هزار نفر جمعیت است که حدود دو ساعت با مسقط فاصله دارد و بازار (سوق) آن بسیار قدیمیتر و سنتیتر است.
هنگام رانندگی در عمان، موسیقی متن «Passion» اثر پیتر گابریل، از فیلم آخرین وسوسهٔ مسیح، بسیار تأثیرگذار است.
از نظر غذا، رستوران ایرانیِ شاندیز را امتحان کنید یا ماهی کبابی در Turkish House، یا غذاهای یمنی و افغانی. چندین رستوران با عنوان «غذای عمانی» وجود دارد، اما مشکلشان این است که بیش از حد اصیلاند، نه اینکه اصالت نداشته باشند. بد نیست برخی از آنها را امتحان کنید؛ بسیاری از غذاها بد نیستند، اما بهترین غذاهای شهر هم نیستند. در یک رستوران حتی صراحتاً از آوردن غذای کوسهٔ خشک و نمکسود امتناع کردند. من هم میلی به سفارش گوشت شتر نداشتم که میگویند طعم تند و خاصی دارد. سوپهای حاوی گوشت و جو خوب هستند، اما بهطور کلی در مورد غذای عمانی، بهتر است همچنان به ماهی کبابی بازگردید.
در مجموع، عمان مقصدی کمتر از حد شایستهاش شناختهشده برای سفر است. همزمان عجیبوغریب، زیبا و راحت است. نواحی دورافتادهتر کشور برای پیادهروی در طبیعت و پرندهنگری شهرت دارند، اما شاید دو روز اقامت در عمان و یک سفر یکروزه به مناطق روستایی، مقدار بهینهٔ تجربه باشد.
برای شهروندان آمریکا و بسیاری از کشورهای دیگر، ورود به این کشور بدون ویزا میسر است.»
جالب هست که فرهنگ یه کشور رو از دید یک اقتصاددان، بخونیم.