برای من باعث افتخاره که دوستانی از دبیرستان دارم که حالا به کانادا مهاجرت کردند و با وجود فاصلهی هزاران هزار کیلومتری با هم، معرفت به خرج میدن که با هم گاهی تماس تصویری داریم. توی تماس تصویری اخیری که با هم داشتیم، مسئلهای پیش اومد. از این لحاظ که روانشناسی و اقتصاد هر دو شبهعلم هستند و حتی یک بینرشتهای به وجود اومده که بهش میگن «اقتصاد رفتاری» یا همون Behavioral Economics.
در واقع این رشته میآد عواملی، مثل احساسات، روندهای اجتماعی و شناختی جامعه رو بررسی میکنه تصمیمگیریهای مالی رو تحلیل یا پیشبینی کنه. جا برای بحث توی این زمینه زیاده که توی این پست نمیگنجه.
اما چرا توی عنوان گفتم که من رو کنجکاوتر کرد؟
وقتی حرف این شد که اقتصاد یه شبهعلمه، به خودم گفتم واقعا چرا این فکر رو میکنه؟ ولی بروز ندادم. برای من که اقتصاد اصلا شبهعلم نیست. اگر بخواهیم حتی سطحی هم فکر کنیم، مگه میشه یه رشته نوبل داشته باشه و شبهعلم باشه؟ حتی این رو توی ذهن خودم داشتم که چجوری مهندسی تحقیق درعملیات که ریاضی کاربردی هست رو میشه به اقتصاد ربط داد.
در ادامه به این میپردازیم که یه مهندس تحقیق در عملیات که حتما پایه ریاضیاتی قویای قراره داشته باشه، به توسعه مدلهای اقتصادی قراره کمک کنه.
وقتی بخواهیم به عنوان «مهندس تحقیق در عملیات» کار کنیم، به اختصار باید کارهای زیر رو انجام بدیم:
- مدلسازی ریاضی مسائل واقعی
- حل مسائل بهینهسازی
- تحلیل سیستمهای پیچیده و عدم قطعیت
- پشتیبانی تصمیمگیری مدیران
- ترکیب با علم داده که کمی مدرنتر است
کجا یه مهندس تحقیق در عملیات کار میکنه؟
- تولید و کارخانه
- لجستیک و حمل و نقل
- بانک و بیمه
- انرژی
- سلامت
- استارتاپهای تکنولوژیکی
- تیمهای تحلیل داده
حالا من میآم چند حوزه کلیدی رو که مهندس تحقیق در عملیات در اقتصاد میتونه ایفای نقش کنه میگم:
۱- مدیریت و تحلیل ریسک:
اقتصاد مالی و اقتصاد سنجی، ابزارهای کمی قدرتمندی برای مدلسازی عدم قطعیت، قیمتگذاری ریسک و تصمیمگیری در شرایط احتمالی هستند. در پروژههای واقعی تحقیق در عملیات (مثل مدیریت زنجیره تامین، برنامهریزی تولید یا سرمایهگذاری) درک عمیق مفاهیمی مثل «ارزش در معرض خطر»، «بازده مورد انتظار» و «تنوع بخشی» حیاتی هست.
۲- اقتصاد مدیریت و طراحی مکانیزم:
در این قسمت بحث میشود که چگونه انگیزههای افراد و بازیگران مختلف (مشتریان، رقبا یا تامینکنندگان) در مدلها لحاظ بشن.
۳- بهینهسازی در سطح کلان و سیاستگذاری:
از ایدهها در حوزههای مختلفی که قبلتر هم اشاره شد، مثل حمل و نقل یا سلامت (مربوط به رفاه عمومی)، اقتصاد کلان و اقتصاد سنجی میشه کمک گرفت. در واقع ارزیابی اقتصادی پروژههای بزرگ یه مهارت ارزشمند قراره باشه.
۴- تحلیل بازار و پیشبینی:
در مدلسازی تقاضا در زنجیره تامین، برنامهریزی ظرفیت یا قیمت گذاری، درک رفتار مصرفکننده و ساختار بازار ضروری هستن. اینجا هم با استفاده از اقتصادسنجی که بخش جدایی ناپذیری از مدلسازی اقتصادی هست مکمل قدرتمندری برای مهندس تحقیق در عملیات میتونه باشه.
توی بررسی دو تا رشتهای که گفتم، خودم هم نمیدونم چجوری دقیق میشه ربطشون داد، ولی حداقل این رو میدونم که پایه ریاضیاتی و درک عمیقی از آمار و احتمال میخواد. این آمار و مدلسازی یه ابزار قدرتمنده که باهاش خیلی کارا رو میشه انجام داد. خیلی دوست دارم به زودی سایدپروجکتهایی رو انجام بدم و با شما هم به اشتراک بگذارم!

