از این وضع دارم اذیت می‌شم

نمی‌دونم آیا باید برای یه چیزهایی صبر کنم تا اتفاق خوبش بیفته. فکر می‌کنم زندگی‌مو دارم هدر می‌دم چون هیچ کاری از دستم ساخته نیست. فکر می‌کردم ۲۳ سالگی قراره خیلی هایپ باشه ولی افتضاح بود. پول درستی هم نمی‌تونم در بیارم.

داشتم به دفتر کورس‌هایی می‌گذروندم نگاه می‌کردم و دیدم چرا اینقدر علاقه‌های مختلف دارم و نمی‌دونم چجوری به یه نقطه برسونمشون. شاید تنها راهم این بود برم رشتهٔ ارشدی که قبول شدم و امروز کلاس‌هاش شروع می‌شد.

دو هفته رفتم تهرون و کسایی که فکر می‌کردم می‌تونن کمکم کنن جز پیام‌های جواب نداده و میسد کال چیزی برام نذاشتن. فقط اون سفر دو تا چیز خوب داشت، اونم این بود که تونستم یه کامیونیتی آنلاین که عضوش هستم رو حضوری ببینم و شهرک صنعتی شمس آباد برم.

امیدوارم دو هفته تا یک ماه آینده اون چیزایی می‌خوام رو برام فراهم کنن، به خیلی چیزها فکر کردم و امتحانشون کردم، ولی دیگه از این وضع بعد از فارغ‌التحصیلی خیلی اذیتم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *